على محمدى خراسانى
54
شرح منطق مظفر (فارسى)
شكل دوّم در رابطه با شكل ثانى از اشكال اربعهء قياس اقترانى حملى ، چهار مبحث مطرح است . الف . تعريف و وجه تسميهء شكل ثانى : شكل ثانى يك قياس اقترانى حملى است كه اوسط در آن در هردو مقدمه ( صغرى و كبرى ) محمول واقع شده باشد ، به قول قطب الدين رازى : « و محصل الشكل الثانى : حمل محمول واحد على شيئين متغايرين ليحمل احدهما على الآخر » . « 1 » مانند : « كل انسان حيوان » ، و « لا شيئى من الجماد به حيوان » ، « فلا شيئى من الانسان بجماد » . با توجه به تعريف فوق مىگوييم : اصغر در شكل ثانى متحد الوضع است يعنى همان وضع و چينشى را كه در نتيجه دارد در مقدمهء اوّل ( صغرى ) نيز دارد و آن اينكه : در هردو ( نتيجه و صغرى ) اصغر ، موضوع است ولى وضع اكبر در اين شكل مختلف است يعنى وضعى كه در نتيجه دارد با وضعى كه در كبرى دارد متفاوت است ، اكبر در نتيجه محمول است ولى در كبرى موضوع قرار گرفته پس وضع ثابتى ندارد بلكه متغير و مختلف است و بر همين اساس ، شكل ثانى تا حدودى دور از طبع انسان است ، زيرا مقتضاى طبع اين بود كه مستقيما از اصغر به اوسط و از اوسط به اكبر و بالاخره از اصغر به اكبر منتقل شويم چنانكه در شكل اوّل بيان شد ولى در ما نحن فيه از اصغر به اوسط و از اكبر به اوسط منتقل مىشويم نه از اوسط به اكبر ، لذا قدرى زحمت دارد و بايد به يك شكل طبيعى برگردانيم تا منتج شود ، باز بر همين اساس كه از مقتضاى طبع دور است بيّن الانتاج هم نيست بلكه قياس بودن آن ( قول مؤلف . . . لزم عنه لذاته قول آخر ) نظرى الانتاج و محتاج به دليل و اثبات است ، باصطلاح لازم ، لازم بيّن نيست بلكه غير بيّن است . اينها نقاط ضعف شكل ثانى بود ؛ ولى از طرف ديگر اين شكل با شكل اوّل در صغرى مشترك هستند يعنى در هردو شكل ، اصغر در صغرى و در نتيجه موضوع قرار گرفته روى همين اصل اين شكل از ساير اشكال بعدى ( ثالث و رابع ) به طبع نزديكتر است ، پس شكل ثانى نام گرفته .
--> ( 1 ) . شرح المطالع ، صفحهء 252 .